جمله اي قديمي و معروف است كه مي گويد " كسي كه خودش را به خواب زده است ، نمي شود بيدار كرد " . مردم ايران در سالهاي اخير به طرق مختلف وعموما مسالمت آميز مانند انتخابات به زمامداران خودكامه " خود به خواب زده " شان اين پيام را فرياد كرده اند كه خواهان اصلاحات اساسي در شيوه حكومت داري آنان هستند . در روزهاي اخير در حالي كه حكومت در اقدامي جديد ، عجيب ، خطرناك و مشكوك با بر پايي دسته هاي سينه زني و زنجيرزني !! به مناسبت سالروز درگذشت آقاي خميني سعي داشت تا اهميت اين روز را در حد عزاداري هاي معروف و سنتي ايرانيان از قبيل " عاشورا و تاسوعا " نشان دهد ، ايرانيان با بي توجهي كامل به اين بدعت جديد ، به عزم مسافرت و تفريح راهي جاده ها شدند . در ساعات اوليه ، براي حكومت خيلي دردناك بود كه بخواهد اين حركت را بپذيرد ، اما ترافيك شديد چند ده كيلومتري جاده هاي منتهي به شمال كشور ، صدا و سيما را مجبور به پوشش خبري اين رويداد كرد . به اعتقاد من اين بار هم مردم با مسالمت آميز ترين روش و حالت ممكن به مسئولين مستبد خود فهماندند كه در مسير خواسته هاي آنان ( مردم ) حركت نمي كنند و كوره راهها را مي پيمايند .
مسئولين حكومتي ، قطعا معنا و مفهوم اين حركت و حركات مشابه مردم را درك كرده اند و پيام مردم را شنيده اند ، اما تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه اينان عزم خودر ا در بيدار نشدن چنان جزم كرده اند كه اين قبيل تكان دادنها كارساز به نظر نمي رسد . مسلما براي بيدار كردن چنين خفتگاني فقط يك راه باقي مي ماند: توسل به مشت و لگد!! كه اميدوارم چنين نشود و طالبان ايراني و اربابان اروپايي و آمريكايي آنها ، قبل از رسيدن به اين مرحله بر سر عقل بيايند . در غير اين صورت و در صورت گسترش خشونت ، بايد منتظر آينده اي محتوم و جهنمي باشيم . جهنمي تر از لحظاتي كه اين روزها بر مردم عراق و افغانستان ميگذرد .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر